جدیدترین مقالات
یکشنبه , 24 تیر 1403 2024 - 07 - 14 ساعت :
» داستان » داستان دمپایی
داستان
داستان

داستان دمپایی

اسفند 20, 1402 10

داستان
داستان

خلاصه مطالب: دمپایی پلاستیکی مسخره توی دریا پرت نشد و این باعث ناراحتی فرد دیگری شد. به خاطر انقدر حسودی کردن، هر دو نفر در نهایت روی زمین بودند، شاید کنار دریا.

به گزارش مجله نو: دمپایی:
اگه اون روز…

میون همهمه ی موج های دریا، اون دمپایی پلاستیکی مسخره رو نجات نداده بودی…

اگه پرتش نکرده بودی توی بغلم…

اگه من اون یکی دمپایی ام رو از قصد پرت نکرده بودم توی دریا،تا تو بری بیاریش و من کیف کنم از اینکه یه نفر به خاطر من داره دلشو می زنه به دریا…

اگه اون موج گنده ی لعنتی اون طوری بغلت نمی کرد،

اگه من انقدر بهش حسودی نمی کردم و بعد اونطوری خودم رو پرت نکرده بودم وسط دریا…

الآن هر دومون روی زمین بودیم ، شایدم کنار دریا…

به این نوشته امتیاز بدهید!

مریم هنربخش

همیشه برای من خود نوشتن مهم بوده. خیلی مهم تر از انتشار آن.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×